خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۵۵ - حکایت
حکایات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جوانی زنی دید بر رخ نقابگمان برد در زیر ابر آفتاب
۲
زغن بود، طاووس پنداشتشهوای جوانی برآ ن داشتش
۳
که از زاری و زر دلش کرد نرمز کابین او انجمن ساخت گرم
۴
شب آورد سوی شبستان چراغتو گفتی پر زاغ شد، چشم زاغ
صفحهٔ ۱ از ۴