خلوتی با آذر بیگدلی
شمارهٔ ۵۷ - حکایت
حکایات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ازین پیش چندی ز شاه جهانیکی سفله شد عامل اصفهان
۲
چو سگ بر سر جیفه بس جنگ داشتدل خلق چون چشم خود تنگ داشت
۳
بحیلت، بد آموز مردم همهسیه، چون دلش، روز مردم همه!
۴
نه مرد آگه از کید آن کهنه دزدنه زن واقف از مکر آن زن بمزد
صفحهٔ ۱ از ۱۱