خلوتی با عطار
حکایت گور کنی که عمر دراز یافت
عذر آوردن مرغان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یافت مردی گورکن عمری درازسایلی گفتش که چیزی گوی باز
۲
تا چو عمری گور کندی در مغاکچه عجایب دیدهای در زیر خاک
۳
گفت این دیدم عجایب حسب حالکین سگ نفسم همی هفتاد سال
۴
گور کندن دید و یک ساعت نمردیک دمم فرمان یک طاعت نبرد
صفحهٔ ۱ از ۱