خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سرم خوش است و دو عالم به مدعای من استبهر چه می نگرم گویی از برای من است
۲
بکس نیاز ندارم بخویش نیز مگریکی خدا و یکی سایه ی خدای من است
۳
دوکون و هر چه در او هست هیچ و من هستمکه نیستم من و هستی او بقای من است
۴
شبم بروی تو بگذشت تا سحر چه عجبکه چشم عالمی امروز در قفای من است
صفحهٔ ۱ از ۲