شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بستم ز دعا لب که دعا بی هوسی نیستما را زخدا غیر خدا ملتمسی نیست
۲
هر جا نگرم کورم و در روی تو بینادر مردمک دیده بغیر از تو کسی نیست
۳
خاری طلبد عشق که در آتش سوزانسد برگ گل تازه چو خشکیده خسی نیست
۴
دیوانه در این شهر که بی سلسله دیدستجز من که بگیسوی توام دسترسی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth