خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زاهد ار ره ندهد خانه ی خماری هستوجه می گر نرسد خرقه و دستاری هست
۲
رفتنش بی سببی نیست ازین ره که طبیبگذرد بر سر آن کوچه که بیماری هست
۳
میرسد یار و بیاران نگران است ولیهمه دانند که پنهان بمنش کاری هست
۴
ای رفیقان بسلامت ره منزل گیریدکه مرا تا بدر دیر مغان کاری هست
صفحهٔ ۱ از ۲