خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر شهر حرام است و گرماه صیام استبودن نفسی بی می و معشوق حرام است
۲
آورده برفتار صنوبر که خرام استکردست بپا شور قیامت که قیام است
۳
دل برده بیک عشوه که این رسم نگاه استجان داده بیک گفته که این طرز کلام است
۴
زاهد مگر از وعده ی جنت برد از راهآنرا که نه در کوی خرابات مقام است
صفحهٔ ۱ از ۲