شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رقیب را مگر الفت بپاسبان باقیستکه باز نقش سجودش بر آستان باقیست
۲
بناتوانیم ای دوست جای رحم نبودکه شد اگر چه دلم خون هنوز جان باقیست
۳
مشوی روی من ای چشم خونفشان کاین گردبیادگارم از آن خاک آستان باقیست
۴
چه جای گریه بود مغتنم شمار ای چشمغبار ره که ز دنبال کاروان باقیست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth