خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگرت دیده و دل شیفته و گریان نیستبرو ای خواجه که در عشق ترا فرمان نیست
۲
منظر دوست چرا از نظری اشک فشاننوبهاریست که دروی اثر از باران نیست
۳
روی بیگانه چو روز است ولی روز فراقطره ی یار چو شب لیک شب هجران نیست
۴
یار باز آمد و آشفتگی از دل نه برفتاین چه دردیست که دروی اثر از درمان نیست
صفحهٔ ۱ از ۲