شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حاجتی دارم و حاشا که بگفتار آیدحجت است آن که بگفتار پدیدار آید
۲
سخن از پایه ی من خواست نه زانجا که توییمن بوصف تو چه گویم که سزاوار آید
۳
پاس دل باید نه پاس زبان در بردوستهر چه دردل گذرد به که بگفتار آید
۴
خیل شه خانه ی درویش بهم در شکندچه عجب سینه گر از مهر تو افکار آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth