خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۱۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از سر کوی سلامت سفری میبایدبر سر راه ملامت گذری میباید
۲
عشق در دعوت ما آمده ای دل بشتابکه زخون جگرش ما حضری میباید
۳
لوح دل سر به سر از گرد هوس گشت سیاهشستوشویی به خود از چشم تری میباید
۴
ترسمت سر خجل از خاک بر آری که به حشریادگاری به رخ از خاک دری میباید
صفحهٔ ۱ از ۳