خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۱۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهار و موکب منصور شه ردیف هم آمدشکست تو به قرین نیز با شکست غم آمد
۲
بظاهر ار ستمی شد زدی بباغ، کرم بودکه این کرامت گلشن ز فیض آن ستم آمد
۳
ز چهره پرده برافکن که عهد جلوه ی گل شدبجام باده در افکن که روز جشن جم آمد
۴
مؤذن اینکه نظر میکند بجانب مشرقبگو بطلعت و زلفش ببین که صبحدم آمد
صفحهٔ ۱ از ۲