شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۱۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ابر بر طرف گلستان گوهر افشان است بازخسرو گل را مگر عزم گلستان است باز
۲
باز سنبل میدمد از باغ یا باد بهاراز شمیم آن خم گیسو پریشان است باز
۳
طره ی سنبل پریشان زلف شاهد بی قرارخواجه در کار قرار و فکر سامان است باز
۴
در خروش بلبلان مطرب غزلخوان میرسدواعظ بیچاره شاد از پند رندان است باز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth