شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۱۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لبم از آتش دل میزند جوشبگوشم باز میگویند خاموش
۲
زیادت رفته باشم من عجب نیستکه من از یاد خود گشتم فراموش
۳
ندیدم با تو هرگز خویشتن راکه هر گه آمدی من رفتم از هوش
۴
بیا در دست اگر تیغ است اگر جامبده در جام اگر زهر است اگر نوش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth