شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۱۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بگیر دست دل و سر بر آور از افلاکچه خواهی از تن خاکی که باز گردد خاک
۲
بکوش تا مگر این خار گل به بار آردو گرنه بار نیابد به بزم شه خاشاک
۳
به اشک دیده بشوی و به خاک چهره بسایکز آب و خاک توان کرد پاک هر ناپاک
۴
ملول شد دلم از تن، خدای را در شهرکراست خنجر خونریز و بازوی چالاک
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth