شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۱۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روشن از طلعت خورشید شود خانه ی گلطلعت اوست که تابد به نهانخانه ی دل
۲
بی شک این قوم که من مینگرم بی بصرندورنه این روی که بیند که نگردد مایل
۳
بتگر چین که بت از سنگ بر آرد یا سیمکو که بیند صنم سیمتن سنگیندل
۴
زندگی بی تو حرام است خدا را باز آیکه اگر تیغ زنی خون منت باد بحل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth