شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۱۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
این خیال خودپرستانند غافل کان جمالتا به چشمی درنیاید برنیاید در خیال
۲
عقل گوید رب ارنی عشق می‌گوید که هی!کَیفَ اَعبُد؟ گاه من معبودم و گه ذوالجلال
۳
کَیفَ اَعبُد را شنیدی کوش تا بینی رُخَشدیدهٔ ربّی اری گر هم طلب کن زان جمال
۴
یک خطاب آمد به عقل و عشق از دربار دوستدر صماخ این تجنب در سماع آن یقال
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth