خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۱۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هوای خود چو نهادم رضای او چو گزیدمجهان و هر چه در او جز بکام خویش ندیدم
۲
گمان بام توام بود هر کجا که نشستمسراغ دام توام بود هر طرف که دویدم
۳
بطایران دگر همقفس مرا چه پسندیمنم که دام تو بر آشیان قدس گزیدم
۴
زجوی دیده مگر منع سیل اشک توانمبخاربست مژه خاک مقدم تو کشیدم
صفحهٔ ۱ از ۳