خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۱۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عجب نبود بگلشن جا اگر فصل خزان دارمکنون نه رشک بر گلچین، نه باک از باغبان دارم
۲
ز پی شادی و غم دارد غم و شادی چرا خود راز غم غمگین نمایم یا ز شادی شادمان دارم
۳
حدیث عشق من افسانه شد در شهر و میبایدز شرم عاشقی پیش تو درد دل نهان دارم
۴
چه باکم از گرفتاری که صیادم درین گلشنقفس بر شاخی آویزد که در وی آشیان دارم
صفحهٔ ۱ از ۲