شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

سوگواری مردی که بی‌قرار و پند بیدلی به او

عذر آوردن مرغان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ابلهی را میوهٔ دل مرده بودصبر و آرام و قرارش برده بود
۲
از پس تابوت می‌شد سوگواربی‌قراری، وانگهی می‌گفت زار
۳
کای جهان نادیدهٔ من چون شدیهیچ نادیده جهان بیرون شدی
۴
بی‌دلی چون آن شنید و کار دیدگفت صد باره جهان انگار دید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth