شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۱۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آخر این روز بشب میرسد این صبح بشامعاقل آنست که خاطر ننهد بر ایام
۲
سخت شد کار و دریغا که هوسها همه سستسوخت جان از غم و آوخ که طعمها همه خام
۳
ره بپایان شد و دردا که ندانیم هنوزبکجا میرود این اشتر بگسسته زمام
۴
توسن عمر ازین دشت سراسر بگذشتتا زنی چشم بهم بگذرد این یک دو سه گام
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth