خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۱۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بندگان را به کف از جود تو حکمیست قدیمکه حرام است طمع جز ز خداوند کریم
۲
جرم من بیحد و عفو تو چو آید بمیانهر که او را گنهی نیست گناهیست عظیم
۳
گه بسوی کرمت گاه بخود مینگرمپای تا سر همه امید و سراپا همه بیم
۴
غنچه بگشوده گره از لب و گل بندز گوشصبحدم ذکر تو میرفت در انفاس نسیم
صفحهٔ ۱ از ۳