خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۲۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر ره است و اگر بیره از قفای تو باشماگر بدم من اگر نیک از برای تو باشم
۲
همین بس است که بر من ز روی لطف ببینیکه من نه در خور اندیشه ی لقای تو باشم
۳
بکرده های صواب است امید شیخ و بمن بینکه با هزار خطا چشم بر عطای تو باشم
۴
سخن به بیهده رانم زنیک و بد ندانممرا بس این که توانم مطیع رای تو باشم
صفحهٔ ۱ از ۲