شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۲۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر آن سرم که به پیمانه دست بگشایمغبار، عقل ز رخسار عشق بزدایم
۲
گهی بطره ی ساقی کهن بگیسوی چنگگره ببندم و از کار بسته بگشایم
۳
مرا نه دست ستیزی بود نه پای گریزاگر بخشم بر آیی بعجز باز آیم
۴
مرا بدست خضیبت چه جای پنجه، ولیبخون خویش توانم که پنجه آلایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth