خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۲۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم از میکده یک چند سوی خانه شوممستی از سر نهم و عاقل و فرزانه شوم
۲
حلقه زد بر در دل سلسلهٔ طرهٔ دوستچه کنم قسمتم اینست که دیوانه شوم
۳
خمی از باده به کاشانه نهان ساختهامگو دو روزی نتوانم که به میخانه شوم
۴
رهنمایی کنمش تا به سر گنج مراددست دل گیرم و ویرانه به ویرانه شوم
صفحهٔ ۱ از ۲