شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۲۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خِیرِ مَقدَم عشق آمد باز و غم رفت از میانمقدم او هم مبارک باد بر دل هم به جان
۲
بود جان بیت‌الحزن وز مَقدَمَش دارُالسُّروربود دل دارُالفُتَن وز موردش دارُالاَمان
۳
در رهش از بی‌خودی ما را بساط اندر بساطبا وی از کالای هستی کاروان در کاروان
۴
رهبر گم‌کرده‌راهان بی‌سراغ و بی‌چراغرایض توسن‌خیالان بی‌رکاب و بی‌عنان
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth