خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۲۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
او میرود ز پیش و من اندر قفای اواو فارغ است از من و من مبتلای او
۲
مشکین کمند گیسویش افتاده از قفاهر جا دلیست میکشد اندر قفا ی او
۳
گفتم که از خطای من افزون چه میشودشرمنده تر شدم چو بدیدم عطای او
صفحهٔ ۱ از ۱