شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۲۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش آمد به برم میْ‌زده خواب‌آلودهچهره‌افروخته، خوی‌ْکرده، عتاب‌آلوده
۲
شیشه در دست و قدح بر کف و بگشوده نظرلبِ شکّر‌شکن آن لعلِ شراب‌آلوده
۳
گفت ای خفتهٔ آشفته ز اندوهِ جهانحیف نَبوَد چو تویی غمزده خواب‌آلوده؟
۴
قدحی درکش و از دیدهٔ عفوش بنگرتا ببینی چه گنه‌های ثواب‌آلوده
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth