خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۲۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگو مرگ است بی او زندگانیکه این ناکامی است آن کامرانی
۲
لبم بست از شکایت عشق و آموختنگاهش را زبان بی زبانی
۳
ز رشک خضر میمیرم که دانمنمی بخشد جز آن لب زندگانی
۴
غمش با ناتوانان سازگار استتوانایی مجو تا میتوانی
صفحهٔ ۱ از ۲