خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۲۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل دگر با که سپارم که تو در جان منیجان دگر با که فشانم که تو جانان منی
۲
هنری نیست جز اینم ز چه پنهان سازمگو همه خلق بدانند تو جانان منی
۳
گفتمت مهر و در این گفته چه جای نظر استتو بدین طلعت افروخته برهان منی
۴
زخمی ای خواجه گرت با من مسکین رحمی ستدردی ای دوست اگر از پی درمان منی
صفحهٔ ۱ از ۳