شعر را زندگی کن
خلوتی با نشاط اصفهانی

شمارهٔ ۲۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزها رفت و نکردی بسوی ما نظریخبرت باد که عمریست زما بی خبری
۲
بر سر راه تو تا چند نشینم که مرابتحسر بگذاری بتکبر گذری
۳
گر تو بر من بسر زلف پریشان نازیمن هم آشفته دلی دارم و شوریده سری
۴
شمع آرند بمجلس که ببینند بجمعتو بهر جمع در آیی ننماید دگری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth