خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۲۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه دل به دست یاری نه سر به زیر باریآسوده بایدم زیست یک چند بر کناری
۲
خرم به روزگاران از دوستان بخشمیخرسند در بهاران از بوستان بخاری
۳
آیینه دل ما دیریست تا ندیدستاز دوستان صفایی وز دشمنان غباری
۴
یاران به طاعت امید دارند و ما بر امیدنومید برنگشتست زین در امیدواری
صفحهٔ ۱ از ۲