خلوتی با نشاط اصفهانی
شمارهٔ ۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با ما سخن ز نیک و بد کار میکنیما را گمان مردم هشیار میکنی
۲
من با تو قالب تهیم سوی من ببیناز شرم اگر تو روی به دیوار میکنی
۳
تنها نه دل ز من به نگاهی گرفتهایدر شهر ازین معامله بسیار میکنی
۴
من از فریب دانه نیفتادهام به دامتو سنگ میزنی و گرفتار میکنی
صفحهٔ ۱ از ۲