خلوتی با عطار
حکایت خواجهای که بایزید و ترمذی را در خواب دید
عذر آوردن مرغان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواجهای کز تخمهٔ اکاف بودقطب عالم بود و پاک اوصاف بود
۲
گفت شب در خواب دیدم ناگهیبایزید و ترمدی را در رهی
۳
هر دو دادندم به سبقت سروریپیش ایشان هر دو، کردم رهبری
۴
بعد از آن تعبیر آن کردم تمامکز چه کردند آن دو شیخم احترام
صفحهٔ ۱ از ۵