خلوتی با عطار
گفتگوی مردی درویش با ابراهیم ادهم دربارهٔ فقر
عذر آوردن مرغان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن یکی دایم ز بیخویشی خویشناله میکردی ز درویشی خویش
۲
گفتش ابرهیم ادهم ای پسرفقر تو ارزان خریدستی مگر
۳
مرد گفتش کاین سخن ناید به کارکس خرد درویشی آنگه شرمدار
۴
گفت من باری به جان بگزیدهامپس به ملک عالمش بخریدهام
صفحهٔ ۱ از ۳