خلوتی با عطار
گفتگوی شیخ غوری با سنجر
عذر آوردن مرغان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شیخ غوری، آن به کلی گشته کلرفت با دیوانگان در زیر پل
۲
از قضا میرفت سنجر با شکوهگفت زیر پل چه قومند این گروه
۳
شیخ گفتش بی سر و بی پا همهاز دو بیرون نیست جان ما همه
۴
گر تو ما را دوست داری بر دوامزود از دنیا برآریمت مدام
صفحهٔ ۱ از ۴