خلوتی با عطار
حکایت یوسف و ده برادرش که در قحطی به چاره جویی پیش او آمدند و گفتگوی آنها
عذر آوردن مرغان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ده برادر قحطشان کرده نفورپیش یوسف آمدند از راه دور
۲
از سر بیچارگی گفتند حالچارهای میخواستند از تنگ حال
۳
روی یوسف بود در برقع نهانپیش یوسف بود طاسی آن زمان
۴
دست زد بر طاس یوسف آشکارطاسش اندر ناله آمد زار زار
صفحهٔ ۱ از ۱۲