خلوتی با عطار
حکایت غلامان عمید خراسان و دیوانهٔ ژندهپوش
عذر آوردن مرغان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در خراسان بود دولت بر مزیدزانک پیدا شد خراسان را عمید
۲
صد غلامش بود ترک ماه رویسرو قامت، سیم ساعد، مشک بوی
۳
هر یکی در گوش دری شبفروزشب شده در عکس آن در همچو روز
۴
با کلاه شفشه و با طوق زرسر به سر سیمن برو زرین سپر
صفحهٔ ۱ از ۴