خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا قضا کردهست در قصر بلا بانی مراچون حبابم نیست غم از خانه ویرانی مرا
۲
بعد ازین کلک ادب از چوب سنبل میکنمزلف او تا گشت سرمشق پریشانی مرا
۳
صورت نقشم نباید در قلم از لاغریشرم میدارم کشد گر خامهٔ مانی مرا!
۴
از کمال اعتباراتم چه میپرسی دگر!؟نیست چون مردم گیا جز نام انسانی مرا!
صفحهٔ ۱ از ۴