خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکه نوشد از قضا گر جام مشحون تو رامیکند درس ادب نیرنگ افسون تو را
۲
در طریق عشق اندر وسعتآباد جنوننگذرد غیر از سمند وهم هامون تو را!
۳
سرو اندر باغ سر در پای شمشاد افکندگر ببیند طره گیسوی واژون تو را!
۴
شبنم خجلت شود کوه بدخشان تا ابدبشنود وصف حدیث لعل میگون تو را!
صفحهٔ ۱ از ۳