خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عرض حاجت میکند دل خسرو ناز تو را،نیست قانون محبت پرده ساز تو را!
۲
چون کبوتر بسمل شوق تپیدن میشوداز قضا هرکس که بیند چشم شهباز تو را
۳
رمز چشمت این بود نبود نمودن بعد ازینمحرم اسرار خود آن چشم غماز تو را!
۴
در فن احیا ز شرم عجز ننشیند دگرگر مسیحا بشنود آیین اعجاز تو را!
صفحهٔ ۱ از ۲