خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از هجوم اشک بر دریا گذر داریم ماریشه نخل امید از چشم تر داریم ما
۲
بس که باشد جنس ما را گرمی بازار غمگوییا دکانی از سنگ شرر داریم ما!
۳
رهروان عشق را زاد دگر در کار نیستتوشهای در راهش از خون جگر داریم ما
۴
ساز قانون محبت را نباشد زیر و بمدر طریق عشق دائم پا ز سر داریم ما
صفحهٔ ۱ از ۳