شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس که در کوه بلا هم‌سنگ فرهادیم ماشیشه جمعیت خیل پریزادیم ما!
۲
قصر بنیاد دل ما لایق تعمیر نیستمخزن گنجیم و از ویرانی آبادیم ما!
۳
آنقدر سر تا به پا صورت فراقش خوانده‌ایمپای تا سر همچو تار ساز فریادیم ما!
۴
آب تیغش را اگر اینست چون آتش اثرعاقبت همچون غبار خاک بر بادیم ما!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth