خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر کرا باشد گذر بر کلبه احزان مانشکند جز قرص مه نانی دگر از خوان ما
۲
تا به کی بر نغمه ناساز ما گوشی نهیکی به جز صوت فراق آید دگر زافغان ما؟!
۳
از پر عنقا طلب کن مدعای خویشتنگر غباری آرزو داری تو از دامان ما
۴
دامن ما چون گهر نذر گریبان بود و بسرفت چون اوراق گل جمعیت سامان ما
صفحهٔ ۱ از ۳