شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای بهار ناز بهر زینت گل‌ها بیا!سیر دریا آرزو داری به چشم ما بیا!
۲
کرده‌ام دور از رخت تمهید سامان جنونای سویدای دلم را دافع سودا بیا!
۳
از وفا داریم هر دم آرزوی مقدمتهر بن مو چشم امید است سوی ما بیا!
۴
کی بود بیمی به ما زین سست‌مغزان دغلگر بیایی جانب ما سخت بی‌پروا بیا!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth