خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مینماید بر لب جو عکس ماه من در آبمیتوان از ماه تا ماهی همه بودن در آب
۲
نیست سودی سفله را از صحبت روشندلانسخت رسر، میشود آید اگر آهن در آب!
۳
گفت زاهد خویش را در خواب دیدم در برشگفتمش تعبیر خواب خود بگو روشن در آب!
۴
در تلاش عکس یک رو صد گریبان پاره شدکی به آسانی رسد آیینه را دامن در آب؟!
صفحهٔ ۱ از ۲