خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماه در پیش رخت یک لمعه باشد از سرابگل ز دیوان جمالت یک ورق از صد کتاب
۲
فکر زلفت داشتم شوقت به دل زد آتشیسوختم چندان که پیچیدم به خود زین پیچ و تاب
۳
عارضی چون مهر داری زآه ما غافل مباشتا نگردد آفتابت تیره از جوش سحاب
۴
از دل زاهد نباشد بهره کنز عشق راشاه را حاصل نگردد مال از ملک خراب
صفحهٔ ۱ از ۴