شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌برد لعل لب او نشئه از موج شرابمی‌کشد دامان زلفش از گریبان گلاب
۲
لمعه برق رخش هر دم به عشاق آن کنددر بیابان تشنه را تشویش نیرنگ سراب
۳
هر زمان دل آرزوی آب تیغت می‌کندتا به کی شمشیر احسان تو باشد در قراب؟!
۴
توشه لخت جگر دارم به راهت دود غممی‌زند فواره ترسم تیره گردد این کباب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth