خلوتی با طغرل احراری
شمارهٔ ۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا نهال قامت او را صنوبر چاکر استدر چمن قمری ز حسرت همدم خاکستر است
۲
بر ثبوت امتیاز حسنش از خوبان دهرسبزه خط زمرد فام لعلش محضر است
۳
دوش در گلشن حدیث جعد گیسویش گذشتسنبل امروز از خجالت پایمال صرصر است
۴
در خیال لعل او چون غنچه بگشایم دهنناقه فکرم سراپا زیر بار شکر است!
صفحهٔ ۱ از ۲