شعر را زندگی کن
خلوتی با طغرل احراری

شمارهٔ ۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خاکساری بس که ما را شهپر بال رساستگرد ما را از ضعیفی خانه بر دوش هواست
۲
سایه از افتادگی خورشید دارد در بغلدستگاه مفلسی را اعتبار کیمیاست
۳
تا توانی کار اندر مزرع دل تخم اشکدانه این کشت را ز ابر کرم نشو و نماست
۴
هرکجا باشد همان لیلی بود منظور اودر دل مجنون مگر آیینه گیتی‌نماست؟!
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth